ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

57

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ميزيستند كه غافلگير شده و لشكريان شمشير ميانشان به كار انداختند و گروه بسيار از آنها را كشتند و پانصد سر ( بريده ) بر گردن اسبان خود آويختند و نزد المعز بازگشتند و روز ورود آن لشكريان روز مشهود و تماشائى بود . بيان برگشت حاجيان به شام و آنچه الظاهر در اين باره كرد در اين سال حاجيان از مكه به عراق از راه شام ، به علت دشوارى جادهء مقاد بازگشتند . آنها همين كه بشام رسيدند الظاهر علوى صاحب مصر ، اموالى گرانقدر و خلعتهاى گرانمايه بين آنان پخش كرد و تكلف بسيار روا داشت و بهر مردى كه از ياران بود جمله‌اى مال ببخشود كه آن را بمردم خراسان بنمايانند . در امور سرپرستى حجاج شريف ابو الحسن اقساسى و بر حجاج خراسان حسنك نماينده يمين الدوله بن سبكتكين سرپرستى مينمودند . اين كار بر خليفه القادر باللّه بسيار گران آمد . و حسنك در اوانا از دجله گذشت و رهسپار خراسان شد ، القادر باللّه ابن اقساسى را تهديد كرد . و او بيمار شد و در گذشت و المرتضى و غيره در رثاء او سخن سرودند و خليفه در اين باره به يمين الدوله نامه نوشت و يمين الدوله خلعتهائى كه بنمايندهء او حسنك داده شده بود ببغداد فرستاد و آنها را بسوزاندند . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال سلطان مشرف الدوله ، دختر علاء الدوله بن كاكويه را به صداق پنجاه هزار دينار به عقد ازدواج خويش بدر آورد ، صيغهء عقد را المرتضى جارى كرد . در اين سال قاضى ابو جعفر سمنانى قضاء رصافه و باب الطاق را تصدى نمود . و در اين سال ابو الحسن طلى بن محمد سمسمى اديب و ابن دقاق نحوى و ابو الحسن - بن بشران محدث در سن هفتاد و هفت سالگى و قاضى ابو محمد بن ابى حامد مروذى قاضى بصره و ابو الفرج احمد بن عمر معروف بابن سلمه الشاهد كه نياى او رئيس الرؤساء بود و احمد بن محمد بن احمد بن القاسم ابو الحسن محاملى ، فقيه شافعى كه فقه را نزد ابى - حامد ديده بود و مصات مشهور تصنيف كرده و عبيد اللّه بن عمر بن على بن محمد بن اشرس ابو القاسم مقرئى شافعى درگذشتند .